درچنین روزی در سال193 هجری قمری «هارون الرشید» درگذشت. هارون الرشید بین سالهای 786 تا 809 میلادی بر عراق حکومت کرد. او در سن 44 سالگی درگذشت. به نقل از جعفریان، رسول، کتاب پیدایش اسلام تا ایران اسلامى: پس از هادی عباسی در سال 170 ه ق، هارون ملقب به رشید، فرزند دیگر مهدى عباسى که از مادرى با نام خیزران زاده شده بود، به خلافت رسید.هارون، مقتدرترین خلیفه عباسى و عصر وى، دوران اقتدار این دولت است. در عین حال، این دوران، آغاز مرحلهاى است که پس از آن به دلایل مختلف زوال نسبى عباسیان شروع مىشود. شهرت هارون بیش از آن که به خودش مربوط شود به برمکیان باز مى گردد که اداره امور حکومت را تا زمان سرنگونى در اختیار خویش داشتند. خاندان برمکى، ریشه در نژاد خراسانى داشتند و تحقیقات جدید نشان داده که کلمه برمک به نوعى کاهن یا پرده دار در معابد گفته مى شده است. خبر حضور این خاندان در عرصه سیاست از اواخر دوره اموى و بیشتر در اوایل دوره عباسى است. یحیى بن خالد برمکى به عنوان دستیار هارون از سوى مهدى عباسى و هادى تعیین شد و هارون او را پدر خطاب مىکرد.زمانى که هادى قصد خلع برادرش هارون را داشت، یحیى مخالف بود و به زندان افتاد. هارون که به قدرت رسید وى را آزاد کرد و دست او و فرزندانش را در اداره امور بازگذاشت. یحیى از همان سال 170 کار وزارت هارون را عهدهدار شد. یکى از مهمترین رخدادهاى زندگى هارون، جنگهاى طولانى وى با رومیان بیزنطى است که مرکزشان در قسطنطنیه (استانبول فعلى) بود. در دوران خلافت وى این جنگها به شکل گستردهاى ادامه داشت. دل مشغولىهاى سیاسى وى به طور عمده در شام، افریقیه و خراسان بود. وى به طور مداوم در این مناطق با بحران سیاسى روبهرو بود و مجبور مىشد تا حکمرانان این مناطق را تغییر دهد. یکى از دشوارىهاى هارون، نفوذ علویان و گسترش مذهب تشیع بود. وى سختگیرى زیادى بر علویان کرده بسیارى از آنها را کشت یا به زندان افکند.وى در همان سالهاى نخست حکومت خود علویان را که در بغداد قدرتى به هم رسانیده بودند، بیرون کرد و آنها را به مدینه بازگرداند .ابن طباطبایى علوى از همان سال نخست وى سر به شورش برداشت.در سال 176 یحیى بن عبد الله بن حسن در دیلم قیام کرد که با مکر فضل بن یحیى برمکى تسلیم شد. خوارج نیز که محل نفوذ سنتىشان در جزیره حد فاصل دجله و فرات بود، بارها بر هارون شوریدند .در سال 171 هجرى صحصح خارجى در آن ناحیه شورید که پس از کشتارى در موصل گرفتار سپاه اعزامى هارون گشته و کشته شد.بار دیگر در سال 178 هجرى ولید بن طریف خارجى در همان منطقه شورش کرد.خوارج در سیستان و بخشى از افغانستان امروزى هم حضور داشتند.خوارج در سال 185 هجرى در بادغیس و کابل به رهبرى حمزه خارجى شوریدند که مورد حمله سپاه عباسى قرار گرفته، شکست خوردند. قدرت هارون در سرکوبى این شورشها، به رغم گستردگى آنها، نشان از اقتدارى داشت که ویژه دوران وى بود. مشکل عمده هارون، بیعت مردم با دو فرزندش امین و مأمون بود.مأمون از امین بزرگتر بود، اما بهدلیل آن که مادرش کنیز بود باید در مرتبه بعد قرار مىگرفت.خود هارون گرفتار توطئه دو بیعتى از سوى پدرش مهدى درباره هادى و خودش قرار گرفت. وى حتى با وجود این تجربه براى دو فرزندش بیعت گرفت و عباسیان را در آستانه یک بحران سیاسى قرار داد.او ایران را به مأمون سپردو عراق و شام را به امین. سپردن ایران به دست مأمون آغازى بر استقلال نسبى این منطقه از بغداد بود. اما پیش از آن که این بحران آغاز شود، سرکوبى برامکه قدرت هارون را به شدت کاهش داد .توطئه بر ضد برامکه مىتوانست از ناحیه کسانى باشد که در رقابت با این خاندان بودند. در شایعات عمومى ارتباط جعفر برمکى با عباسه خواهر هارون، سبب این رخداد عنوان شد. اتهام زندقه نیز میان اتهاماتى که به خاندان برمکى نسبت داده شده، آمده است. به هر روى برخورد سخت هارون با این خاندان، جداى از آن که وى را از درایت این خاندان بىبهره مىکرد، جوى از بىاعتمادى را میان کارگزاران حکومت به وجود آورد.وى در سال 187 دستور داد که جعفر بن یحیى را کشتند و یحیى پدر وى و نیز بسیارى از وابستگان او را به زندان افکندند.یکى از برجستگان این خاندان فضل بن یحیى است که به بخشندگى شهرت به سزائى داشت.او نیز زندانى شد و در سال 193 چند ماه پیش از هارون و سه سال پس از درگذشت پدرش یحیى، در زندان درگذشت. گفته شده است که در این ماجرا بیش از هزار نفر از وابستگان این خاندان کشته شده خانههاى آنها ویران گشت. شورشهاى پى در پى خوارج در عراق و جنوب خراسان، شورش رافع بن لیث در خراسان و ناامنى آن ناحیه، هارون را مجبور کرد تا در اواخر سال 192 به خراسان عزیمت کند.وى در جرجان بیمار شد و در سال 193 در شهر طوس درگذشت.بعدها در نزدیکى قبر او، پیکر پاک امام رضا ـ ع ـ را به خاک سپردند.